مرمت آثار باستانی

باز زنده سازی بناها و شهرهای تاریخی

طبال..... بزن  بزن  که  نابود  شدم           بر تار  غروب  زندگی  پود  شدم

عمرم همه رفت خفته در کوره مرگ      آتش زده استخوان بی دود شدم

                                                                                                  کامو

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

                                     دروغ مصلحتی

دروغ.این واژه با وجود بار معنایی منفی اش ٬کارکردهای مثبت و مفیدی هم دارد.به قول سهراب"چشمها را باید شست ٬جور دیگر باید دید"با وجود اینکه در میان ادیان ٬اقوام و ملل مختلف دروغ و دروغ گویی منفور شمرده شده است٬بلااستثنا در تمامی نقاط جهان به کار گرفته می شود.البته بیشتر با عنوان «مصلحتی».

 در زبان بین المللی دنیا هم وجود این نوع دروغ با عنوان  «white lie» تایید شده است.درکتابی خواندم هر انسان بالغ روزانه به طور متوسط ۷ بار دروغ می گوید.خود من هم که هر از گاهی از دروغ آن هم از نوع به اصطلاح مصلحتی اش استفاده می کنم٬شاخ در آوردم.معلوم می شود دیگران بیشتر از ما دروغ می گویند و اگر تعداد دروغ آنها را به تعداد بقیه تقسیم کنیم٬حدود ۷ دروغ هم به ما می رسد.چاره ای نیست ٬تر و خشک با هم می سوزند.

همه ی ما به دلایل گوناگون دروغ می گوییم.از هر نوع ٬ مصلحتی یا واقعی.گاه برای پنهان کاری ٬ گاه برای اغراق یا فخر فروشی٬ گاه برای غافلگیر کردن دیگران«surprise»گاه برای نگفتن اخبار بد و و و.

البته ادب نیز گاهی حکم می کند که دروغ بگوییم.از نظر آداب معاشرت در صورتیکه غذای میزبان بد مزه باشد باید از دستپخت بد او به دروغ تعریف کرد.پس از نظر من رعایت ادب هم به نوعی مساوی با دروغ مصلحتی است.یا وقتی دوستی در مهمانی به شما می گوید:امروز خیلی بد ریخت و بد لباس شده است٬برای تقویت روحیه او باز دروغ مصلحتی به کار می برید و می گویید اشتباه می کند و بر عکس بسیار جذاب است.پس روانشناسی هم مساوی با دروغ مصلحتی است.

هیچ گاه فراموش نمی کنم.سال دوم دبیرستان بود.زنگ بینش.معلم داشت درباره ی عواقب دروغ در آخرت صحبت می کرد و آن را جزو گناهان کبیره می شمرد که یکی از بچه ها انگشتش را به نشانه ی سوال بلند کرد."خانم٬ اگر دروغ مطلقآ حرام است٬ پس چرا اسرای ما در جنگ به عراقیها دروغ می گویند و محل عملیات را لو نمی دهند؟"معلم که شوکه شده بود جواب داد"این مساله فرق می کند.اگر جان کسی در خطر باشد باید تقیه کند" پس در نتیجه در دین ما هم تقیه یا از نظر من دروغ مصلحتی تایید شده است.

تا مدتها پزشکان برای حفظ روحیه بیمار از فاش کردن نوع بیماری صعب العلاج آنها خودداری می کردند.پزشکی هم دروغ می طلبد.

اما واقعیت این است که دروغ از هر نوعی که باشد منفعتی را در پی دارد.اگر شاخدار باشد به صلاح شخص دروغگو است و اگر مصلحتی باشد به صلاح مخاطب.پس اگر از این واژه استفاده می کنید لطفاْ نوع مصلحتی آن را به کار ببرید تا به نفع مخاطب باشد.

با سپاس از تمامی دروغگویان محترم    

     

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

مرمت

 
1- در مطالعات میدانی مشاهده می شود که پای ستونهای موجود در ضلع جنوبی بنا در اثر رطوبت تخریب شده است و به صورت غیر مسئولانه تا حدودی مرمت شده است که وضیعت فعلی با عکس مشخص شده است
جزئیات ستونها بدین شرح است که در قسمت میانه ستونها تیر های چوبی قرار گرفته است و گرداگرد آن را آجر چینی به شکل دایره انجام گرفته است که قطر خارجی ستون70    و قطرتیرچوبی   20  CM می باشد . ارتفاع تخریب  در پای ستونها 80الی 90 سانتی متر متغییر می باشد .
 
دیتایلها
 
 
1 – کف سازی جلوی ورودی اصلی از ضلع جنوبی ابتدا سنگ فرش با قالب های به ابعاد 75*35 سانتی متر بوده است(  با توجه به نوع سنگ ها که رگه ای کوههای اطراف ) جزئ مصالح بوم آوراند  که در دیوار چینی هم استفاده شده است بعد ها با تغییر کاربری برای  کف سازی از ملات ماسه سیمان استفاده شده است 
2- نوع گچ بری در ترازارتفاع سقف طبقه همکف با طبق اول متفاوت می باشد که در تراز طبقه همکف گچ بری تزیینی به شکل شاخه های پیچیده درخت مو(عکس ش 4) و گچ بری ها در تراز طبقه اول به شکل پیچک با گلهای در بین آن دیده می شود .(
 
3-پنجره های موجود در ضلع غربی(عکس ش 5) و شرقی(عکس ش 6) بنا در طبقه همکف با آجر و ملات گچ خاک  به صورت غیر متعارف مسدود گردیده اند .
 
4-کف اتاقها در طبقه همکف و اول بعدها به علت تغییر کاربری با موزائیک کف سازی گردیده است.

 

5- با توجه به مشاهدات میدانی دربالای طاقچه ها (عکس ش 9و10) و بازشوها(عکس ش 11و12) برای از بین بردن مقدار بار وارده که می بایست  توسط قوس طاقچه ها تحمل میشد با ایجاد نعل درگاه و اعمال  فضای خالی بین نعل در گاه و قوس  این منظور را به نحو احسن انجام داده اند.
 
6- نحوه اجرای سقف در بنا بدین صورت بوده که ابتدا سقف پائین را در ارتفاع 50 سانتی متر و در ارتفاع  ضخامت دیوار را که 70 سانتی متر می باشد به نصف کاهش داده و سقف اول که به عنوان سقف کاذب عمل میکند اجرا می نمودند (عکس ش 13)  سپس سقف دوم که بعنوان سقف اصلی و به صورت شیب دار بوده است اجرا می کردند . ( عکس ش 14)
 
-دو نوع قوس در بالای باز شوها دیده می شود به صورتیکه طاق بالای آن به دو صورت صاف وپخ ساختع شده است با توجه به عکس
 
10- در محوطه جلوی بنا از ضلع جنوبی محوطه سازی مابین بنا و حوض موجود با آجر نظامی صورت گرفته که طبق مشاهدات میدانی ابعاد این آجرها دردو اندازه متفاوت استفاده شده است که ابعاد آن 25*25 و50*50 سانتی متر می باشد .

 

11-ترتیب لایه های نما کار ی به اینصورت انجام گرفته است آجر چینی –ملات گل +ساقه گندم  - ملات گچ – رنگ آمیزی آبی  آسمانی که کاشی کاری(عکس  ش 18) نما هم این رنگ مشهود است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 6:6 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

موقعیت خانه کلانتری:

 
.  مـوقعيـت بنـا :
      تبريز -  خيابان عباسي – كوچه هاشمي  – پلاك 23 - خانه و باغ كلانتري
3. شـرح مختصـري از بنـا :
      اين خانه و باغ متعلق به آقاي ابراهيم خان شرف الدوله كلانتري كه جزء نمايندگان تبريز در اولين مجلس شوراي ملي در دوره قاجار مي باشد كه در سال 1360 ه – ش توسط آقاي حاج محمد اخوان ( دبير بازنشته ) خريداري شده است .
4 .مشخصـات فنـي  بنـا :
      اين بنا كوشكي است در داخل باغي به مساحت 6550 متر مربع ( اين باغ بخشي از باغ قديمي است . ) و با اعياني 1040 متر مربع در دو طبقه كه قباله آن به نام خانه مي باشد . معماري اين بنا ملهم از معماري قفقاز مي باشد كه اجراي آن به دست مهرازان وبنايان ايراني بوده است .
پلان اين خانه كاملا قرينه و همانند ساير بناهاي دوره قاجاريه تقارن به صورت كامل در اين خانه رعايت شده است .طبقه همكف شامل يك ايوان با چهار جفت ستون ، يك ورودي به عنوان هشتي ، يك دهليز ، دواتاق جانبي با الگوي سه دري به عنوان نشيمن و دو اتاق كشيده با مدول 1*3 پشت اتاقهاي نشيمن  كه به عنوان آشپزخانه استفاده مي شده قرار گرفته است . پله هاي ارتباطي طبقه همكف به اول در انتهاي دهليز قرارگرفته است . طبقه اول نيز شامل يك طنبي ( طنبي روي محور اصلي بنا قرار دارد و توسط دو درب به ايوانهاي جانبي متصل شده است . ) ، يك دهليز و چهار اتاق مي باشد .
 5. نـوع مـالكيـت بنـا :
      مالكيت بنا شخصي است و در سالهاي 1330 الي 1360 به  دبستان هاشمي اجاره داده شده بود .

6.  قـدمت بنـا :
      تاريخ ساخت 1311 ه . ق  ( قاجاريه )
7. نـوع بهـره بـرداري و خصـوصيـات بـارز بنـا :
      اين خانه و باغ تقريبا از زمان خريداري آقاي اخوان متروكه رها شده است و ضلع شمالي آن تخريب گرديده است .
اين باغ به همراه باغ فتح آباد و باغ امير تنها نمونه باغ تفرجگاهي به صورت يك كوشك در وسط وحوض در مقابل آن  است كه در شهر تبريز از زمان قاجاريه  باقي مانده است
 8. تـزئينـات بكـار رفتـه :
      1 . سرستونهاي گچي
      2 . طلق رومي بالاي ستونهاي ايوانهاي طبقه اول
      3 . قاب بندي هاي آجري
      4 . گچ بريهاي برجسته در نما با نگاره هاي انگور و برگ
      5 . كاشي كاري هفت رنگ بالاي طاقهاي ايوانها كه جزء نادر كاشيكاريهاي بنا ها در تبريز
          مي باشد
      6 . شومينه اتاق طنبي
      7 . قاب بندي هاي گچي داخل طبقه همكف

 

9. اقـدامـات انجـام شـده :
      چند سال است كه متروكه مانده است .
10. تـوضيحـات ضـروري و اختصـاصي بنـا :
      پوشش طبقه همكف طاق آجري وطبقه اول چوبي مي باشد .
باغ شامل دو استخر كه استخر قديمي در مقابل عمارت كوشك و استخر جديدالاحداث در گوشه جنوب شرقي باغ و يك چاه نيمه عميق مي باشد .
11. اقـدامـات انجـام گـرفته در گـذشته بـر روي بنـا :
     عمارت كوشك در حال تخريب توسط  ما لك مي باشد و قسمتي از بخش شمالي آن از بين رفته است .
 
توضیح در مورد پلان 
   
nپلان در قسمت شمالی با توجه به عکس ها و مشاهدات میدانی
nدر قسمت شمالی نشان دهنده کوشک بودن بنا مورد بحث میباشد
nو چون در ساخت کوشک های ایرانی قرینه بودن حاکم بوده است و با بررسی عکس هوایی که زمان کاربری خانه کلانتری بعنوان مدرسه  حالت کامل قرینه گی را نشان میدهد رسم گردیده اند .
                         
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 6:1 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

 
چهارم ميلادي، شهري بوده بسيار معروف از شهرهاي  كهنسال ماد به نام  تبرئس .
تاريخ تبريز پس از ظهور اسلام بسيار روشن است. در سال 21 هجري قمري كه اعراب بر ايران دست يافتند تيريز قلعه نظامي كوچكي بود. اولين حكومت مستقر در تبريز، خانواده رواديان بوده كه شهر را پايتخت خود قرار داده اند.در سالهاي 224 و 434 هجري قمري،  زلزله هاي وحشتناكي تبريز را ويران كرد.از سال 446 به بعد سلجوقيان بر تبريز تسلط يافتند  پس از حملات مغول ، تبريز به دستور آباقاخان(680-663) پايتخت رسمي ايلخانان شد. در زمان سلطان محمود غازان 694 تبريز به منتها درجه عظمت بزرگي و آباداني رسيد.
مسجد عليشاه و ربع رشيدي و شنب غازان در اين دوره ساخته شد. پس از مغول ها و ايلخانان ،تبريز در عصر جلايريان و تركمانان و صفويه پايتخت رسمي گرديد.
   در سال 618 لشکر مغول به پشت دروازه های تبریز می رساند اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان تبریز را از حمله های مغولان مصون نگه می دارد  و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند. البته این اتفاق سه بار تکرار می شود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند  تا این که در سال 638 ه.ق مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند  که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ای می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد. خواجه رشید الدین فضل الله وزیر دانشمند ایلخا نیان ربع رشیدی را بنیان می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی –فرهنگی به شمار می 
رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هائی از برج های ربع رشیدی در میان محله ای باقی مانده است.   
مسجد كبود از يادگارهاي دوران حكومت جهانشاه  قرا يوسف تركمان 870 مي باشد. در دوره حكومت صفويان تبريز بارها به  اشغال قواي مهاجم عثماني درآمد و چندين بار بوسيله زلزله هاي وحشتناك (1050 و 1193 هجري قمري) يه كلي ويران و تمام آثار تاريخي آن نابود شد. در عصر قاجار تبريز مركز استقرار به كلي ويران و تمام آثار تاريخي آن نابود شد.
 در سال 771 ق شيوع وبا در سال 772 ق ويراني بخشي از شهر در اثر جاري شدن سيل موجب آسيب رسيدن به شهر و شهرنشيني در تبريز شد. در سال 790 ه.ق خشكسالي بزرگي در تبريز بوقوع پيوست و در نتيجه بسیاری از مردم جان باختند.
بافت تاريخي  :  (بافت تاريخي محورها وميدانها )
بخش تاريخي تبريز مانند بسياري از شهرهاي مركزي كشور از بافتي درونگرا و پيوسته تشكيل شده است و شبكه ارتباطات آن به سبب خصوصيات تاريخي ، اجتماعي و محيطي ، داراي شكلي ارگانيك و و غير هندسي بود.
 معابر اصلي كه در مواردي از دروازه اي تا دروازه ديگر امتداد يافته بود ، عريض و معابر فرعي و بن بست كم عرض ساخته بودند. از حصارهاي تبريز در دوران صفويه و پيش از آن اطلاعات چنداني در دست نيست اما 
احداث حصار شهر در سال 1194 ق به نجفقلي خان بيگلر بيگي نسبت داده شده است.
 هشت دروازه پيرامون حصار ساخته شده كه نام آنها عبارت بوده اند از :
درب اعلي يا دوچي ، درب اسلامبول ، درب گجيل يا گجل ، باب مهار مهين ، درب نوبر ، درب باغميشه ، درب سرخاب و درب خيابان.
گويا بعدها تعداد اين دروازه ها افزايش يافت. علاوه بر بازار كه مهمترين محور و راه شهري به شمار مي رفت ، چند محور مهم ديگر شهري نيز در امتداد جاده هاي مهم و اصلي شهر وجود داشت، از جمله محوري عبوري – تجاري كه امتداد آن به دروازه خيابان منتهي مي شد.
 مسجد جهانشاه يا كبود در كنار اين راه و در فاصله اندكي از دروازه مزبور ساخته شده بود. در كنار اين جاده و در حد فاصل مسجد كبود و دروازه خيابان ، بازاري متشكل از تعدادي دكان و كاروانسرا پديد آمده بود كه آثار و نشانه هاي آن بر جاي مانده است. محور ديگر جاده اي بود كه به دروازه باغميشه ختم مي شد. در بخشي از امتداد اين محور ، به ويژه در درون محدوده محصور شهر ، بازاري شكل گرفته بود كه به سبب همجواري با مجموعه حرمخانه ، به بازار حرمخانه معروف شده است. بخشهايي از امتداد اين بازار هنوز وجود دارد. در كنار مجموعه حرمخانه ، فضاهاي گوناگوني از جمله جبه خانه، حياط ميدان توپخانه و ساير فضاهاي وابسته به آن وجود داشت.
  تبریززمانی دارای باغات ومزارع فرح انگیزو پرآوازه ای بود به همراه قنات ها وچشمه های متعدد که امروزه آن همه باغات ومزارع از میان رفته یا در حکم ازمیان 
رفتن است وگستره شهرپیرامون خود را به مناطق مسکونئ تجاری اداری وصنعتی وخدماتی مبدل ساخته است.
اوصافی که در طول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است:
در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند.
ابوحوقل در367وابن مسکو در421 وناصر خسرو در438 تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر تبریز می نامند.
این شهر در ظول تاریخ دوره های طلائی متعددی را سپری ساخته است .دوران پایتختی دوران ولیعهد نشیدنی دوران شکوفائی تجاری اقتصادی هنری و ...... زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروزه  آثارکم نظیر آن دوره زینت بخش موزه های جهان است.
مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند کعبه ملای روم میعادگاه عرفا شعرا اندیشمندان و بزرگان بوده است. به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعرا است . مقبره ای که خاقانی ها همام ها قطران ها و.... سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعروادب شهریار شیرین سخن در آن مکان مقدس آرمیده است . اگر چه از بلایای زمینی و آسمانی  در امان نمانده است. زلزله ها سیل ها بیماری های واگیر دار جنگ ها و....همه تبریز را آشفته  اما باز این شهر همیشه سرفراز به قول آقای یحیی ذکاء هر بار از زیر ویرانه ها و خاکسترهای شهر پیشین همچون سمندری زنده تر و سرفرازانه تر قد بر آشفته زندگی از سر گرفته هیچگاه زبون پیشامد ها و بازی های روزگار نگردیده است.
میر علی تبریزی واضح خط نستعلیق پیر سید احمد تبریز استاد کمال الدین بهزاد و...... 
از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیای هنرآن موقع پدید اوردند. در زمان صوفیه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسید اما جنگ صوفیان با دولت عثمانی آنچه را که بافته شده بود پنپه ساخت و از تبریز و از آن همه مجد و عظمتش جز کشتزارهائیسوخته و کوشکهائی ویران چیزی به جای نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد وهنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید و بناهای عظیم اصفهان که امروزه مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه  بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنر پرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همای سعادت از فراز آذربایجان  بویژه تبریز پر کشید و سر اصفهان سایه افکند .
تبریز گذشته از آنچه ذکرش رفت در امور بنیادی نیز همواره پیشگام بوده است .
وشاهد این مدعا قیام ها و تحول های فرهنگی هنری و صنعتی است که شاهد آن بوده ایم و هستیم.
نقش بنیادی تبریز در نهضت تنباکو به استناد مدارک موجود حقانیت مبداء نهضت تنباکو از تبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزای شیرازی فتوای معروف خود را صادر می کند و شرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقای صمد سرداری نیا تحت عنوان ((تبریز در نهضت تنباکو )) به انجام رسیده است.
قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطای مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگردلیری مردان پولادین اراده ای چون زنده یاد ان : ستار خان سردار ملی باقر خان سالار ملی ثقه الاسلام شیخ محمد خیابانی علی مسیو حسین خان باغبان و ....... است.
 
بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف تبریز پس از سپری کردن سال های بحرانی 20-25 در سال 1332 در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت های آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا صفحه های حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات های شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا.... کاشانی و دکتر مصدق می باشد.
در نهضت 15 خرداد سال 1342 نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطبای تبریز با ایراد سخنرانی های مهم و پخش شب نامه ها و حرکت های اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در 29 بهمن سال 56 با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی 2500 ساله را به لرزه در آوردند و عظمت واقعه به قدری غیر منتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعا ی پر طمطراق خود عاجزانه به تقلا بر خاست.
بافت قدیم شهر تبریز:
توسعه شهر تبریز از طریق ایجاد بازارچه هائی در  امتداد دروازه های هشت گانه قدیمی صورت گرفته است.با پوشش فواصل بازارچه ها توسط واحد های مسکونی سیمای شهر فعلی در گذشته شکل گرفته است و اکنون نیز این سیما را می توان در محلات قدیمی شهر کاملا مشاهده نمود هر چند خیابان کشی های جدید آن بافت قدیمی و سنتی را از بین برده با این همه در بین کوچه پس کوچه های قدیمی شهر و برخیابان های قدیمی می توان به وضوح معماری
قدیمی شهر را که از آن ها اثاری هر چند غیر معمور بر جا مانده است مشاهده نمود.این قسمت از شهر از شمال 
به محله دوه چی (خیابان شمس تبریزی ) از جنوب به محله لیلاواو چرنداب از شرق به خیابان ثقه الاسلام و خاقانی و از غرب به راسته کوچه و دکتر شریعتی محدود می گردد .
 در درون  این هسته مرکزی بازار تبریز قرار گرفته است که بت وسعتی معادل یک کیلومتر مربع از تیمچه ها  و سرا ها و دالان ها و مساجد و حمام ها و حجرات تشکیل شده است.
این بازار بعد از مشروطیت و مخصوصا بعد از سالهای 1300شمسی در اثر عدم توجه رو به خرابی نهاده است.هجوم معماری جدید واستفاده از مصالح جدید به جای مصالح سنتی قدیم این بازار را مورد تهدید جدی قرار داده است.
رکود اقتصادی منطقه بعد از سالهای 1320 که مسائل سیاسی وقت موجد آن بوده است و فرار سرمایه های بومی در انهدام بازار تبریز نقش مهمی داشته است به طوری که در دهه های 30و40 بی توجهی به اوج خود رسیده و بیشتر انهدام بازار وبافت سنتی آن در این سالها صورت گرفته است.با تمام اینها اگر یک جهانگرد اروپائی بخواهد به شرق مسافرت نماید از اروپا تا تهران بازار سرپوشیده ای به بزرگی وعظمت بازار تبریز مشاهده نخواهد نمود.
از جهانگردان بنامی که بازار تبریز رت در اعصار و قرون مختلف دیده و توصیف نموده اند میتوان مقدسی در قرن چهارم؛یاقوت حموی در قرن هفتم؛مارکوپولو در قرن هفتم ؛ابن بطوطه در قرن هشتم؛حمداله مستوفی در قرن هشتم را نام برد که هر یک به فراخورحال از بازار و وفور کالا و این که درآمد بیشتر مردم از طریق داد و ستد به دست میآید سخن رانده اند ولی مفصل ترین آن را شاردن داشته است.او بازار را دارای 15000 باب 
مغازه و تبریز را دارای بزرگنرین بازار آسیا به حساب می آورد.
بازار تبریز یکی از شاهکارهای جالب معماری ایرانی است.طاق ها و گنبد ها مقرنس بی نظیر یا کم نظیری دارد.
بزرگترین گنبد بازار گنبد  تیمچه امیر است.مهمترین تیمچه های بازار تبریز عبارتند از:تیمچه امیر ؛ تیمچه مظفریه؛ تیمچه شیخ کاظم؛ تیمچه گرجی لر؛ تیمچه حاج صفر علی؛ تیمچه میرزا شفیع؛ تیمچه حاج رحیم؛ تیمچه حاج میر ابوالحسن.
    بانی تیمچه امیر میرزا محمد خان امیر نظام زنگنه است که در سال 1260 ه.ق در گذشته است.معمار معروف آن صمد معمار بوده است که داستان زندگی او در بین معمرین تبریزی زبانزد است.وی در اواخر عمر با فقر روزگار گذرانده است و با فقر نیز زندگی را بدرود گفته است.یکی از ز یباترین قسمتهای بازار تبریز تیمچه مظفریه است.
ساختمان این بنا در سال1305 ه.ق پایان پذیرفته است و نامگذاری آن به سبب حضور مظفرالدین میرزا و افتتاح آن بدست وی بوده است.بانی آن حاج شیخ معروف(جعفر قزوینی) بوده است که در عین حال بانی تیمچه ها و دالان حاج شیخ نیز میباشد.
    معروفترین راسته های بازار تبریز در حال حاضر عبارتند از:
بازارامیر؛ بازار کفاشان؛ بازارحرمخانه؛ بازارحلاجان؛راسته بازار؛یمن دوز بازار؛قیز بستی بازار(قیز بسط بازار)؛ بازارسراجان؛راسته کهنه؛ بازار کلاهدوزان؛دلاله زن بازار؛ بازارصادقیه؛ 
بازارمسگران؛ بازارحاج محمد حسین؛ بازارمشیر؛ بازارصفی و...
مجموعه بازارقدیمی تبریز به سبب ویژگیهای معماری آن و ضرورت حفظ و نگهداری از آن در سال 1354 تحت شماره 1097 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است و اینک مطلبق قانون تحت حفاظت سازمان میراث فرهنگی قرار دارد و هرگونه تعمیرات و مرمت آن با اطلاع و مجوز آن سازمان صورت می گیرد.سازمان میراث فرهنگی کشور همه ساله از محل بودجه عمومی دولت و کمکهای مالی کسبه مبلغ قابل توجهی در مرمت و احیاء این مجموعه زیبای قدیمی هزینه مینماید.
محلات قدیمی تبریز عبارتند از :
خیابان مارالان  باغمیشه  پل سنگی  ششگلان  سرخاب  سید حمزه  شتربان  نوبر  مهاد مهین  چرنداب  لیلاباد  اهراب  امیر خیز  ویجویه  چهار منار  سنجران  گجیل  قره آغاج 
چست دوزان  درب سرد  کوچه باغ  و .....
   امروز شهر تبریز از جمله شهرهای پرتراکم با کوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هر روز به وسعت آن افزوده می شود .
خانه های قدیمی تبریز
     بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال 1193 در هم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها تبدیل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه؛مسجد کبود؛مسجد جامع؛مسجد استاد 
شاگرد؛بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز میمانند تا استواری تبریز را به اثبات برسانند.
     این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و حکومت قاجار بر اساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی در آن زمان تبریز  ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل میشود.
     در زمینه ی آجرکاری بناهای آن دوره به جرئت میتوان تبریز را دروازه ی  ورود و سپس بسط نوعی از آجرکاری در بناها دانست که نمونه ی آن را در تهران و دیگر شهر ها نیز میتوان جستجو کرد.
     خانه های قدیمی تبریزکه در ترکیب با هم بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های با ارزشی را در اختیار می گذارد؛بر اساس مصوبه ی 28/9/68 شورای عالی شهر سازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی تاریخی کشور اعلام می کند؛اهمیت خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع میشوند به طوری که ظرف این مدت اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است.
-خانه ی مشروطه احیا شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر شده است.
- خانه ی شربت اوغلی تبریز به فرهنگسرای تبریز بدل گشته است.
- خانه ی قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه ی قدیمی دیگر را به یک مجموعه ی دلپذیر علمی بدل کرده است.
        معماری خانه های  قدیمی تبریز ؛ معماری ایرانی بومی شده است.  انطباق خارق العاده اقلیمی
 
آن را کاملا تبریزی میسازد.این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است.
      سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست.به تعبیری خانه ی قدیمی تبریز از سر در آغاز میشود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است.این خانه ها اگر چه رو به درون دارند و دیوار های بلند آن را از بیرون جدا میسازد؛دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سر در آن نیز به بهترین شکل ممکن  تزئین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته باشد.
      اینک از آن خانه های پر احتشام 600 باب شناسائی شده و تخمین زده میشود با کنکاش های رفته به 800 باب بالغ شود که بهترین آنها :
خانه ی میرزا مهدی خان فراش باشی در محله ی سرخاب قاپوسی
خانه ی حیدر زاده در کوچه ی پشت ساعت شهر داری
خانه ی حاج محمد آقا حبشی در کوچه ی صدر
خانه ی دکتر گنجه زاده در مقصودیه
خانه ی میرزا محمد حسین مجتهد در پشت اسنانداری
خانه ی میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی
خانه ی مستشار الدوله در کوچه ی امام جمعه
خانه ی خانه دکتر فرزام در مقصودیه
خانه ی کلانتری در عباسی
خانه ی تاجر باشی در کوچه صدر
خانه ی سلطان القرائی در شتر بان
خانه ی صلح جو در خیابان تربیت
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 5:58 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

خانه کلانتری

 
     تبریز روزگاری پایتخت و سالیانی دراز ولیعهدنشین بوده است.درروزها و شبهائی به یادماندنی ترین جشن ها و سرورها را شاهد بوده است.
   گوئئ هنوزاوزون حسن آن سلطان مقتدردرمیدان صاحب الامرسان می بیند و سفرای
 دربارونیز را به حضور می پذیرد و جشن و سرورسلطان یعقوب هنوزفرجامی نیافته
است وپژواک پایکوبی آن جشن ها درکوچه پس کوچه های قدیم شهر می پیچد و تبریز
درد بارترین لحضه هایش را نیز فراموش نکرده است.چه آنگاه که مقهور طبیعت گشته
است وچه آنگاه که شاهد برسردارشدن احرار شده است.
     تبریز تاریخی سرشارازتلخی ها و شیرینی ها دارد تاریخی سرشارازشوق و حسرت و
آکنده از مهروقهر.
     تبریز شهر اولین هاست اولین مدرسه؛ اولین چایخانه؛ اولین تئاتر؛ اولین نشریه؛ اولین  بلدیه واولین .....تبریز شهر حماسه ها و قیام هاست.آغازگرنهضت تنباکو؛آغازگرقیام مشروطیت وآغازگر قیام 29بهمن سال56 است که ارکان طاغوت را به لرزه درآورد.
     تبریز شهر شهیدان محراب است شهید آیت الله قاضی طباطبائی وشهید آیت الله مدنی.شهرعاشوراییان است شهر سردارانی چون باکری ها ؛یاغچیان ها؛ شفیع
 
تبریزدردامن سهند این آتشفشان خاموش تاریخ آرمیده اما خود آتشفشانی است که هر از گاه با خروشی سهم آگین سیمای تاریخ را دگرگون می کند.
     شهر علامه امینی ها علامه طباطبائی ها علامه جعفری هاست شهرسردارملی وسالارملی است.
مختصری درباره ی آذربایجان شرقی و تبریز :
موقعیت جغرافیایی آذربایجان شرقی:
استان آذربایجان شرقی با وسعتی حدود 67100 کلومتر مربع در شمال ایران بین 36 درجه و 47 دقیقه تا 39 درجه و 40 دقیقه عرض شمالی و 45 درجه و 3 دقیقه تا 48 درجه و 50 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است .
 این استان از شمال با جمهووریای  اذربایجان و ارمنستان (دره رود ارس),از غرب با استان اذربایجان غربی از جنوب با استان زنجان از شرق با استان اردبیل همسایه است.
آب و هوا :
 
کوهستانهای متعدد ,عرض جغرافیایی بالا, وجود دریای خزر ,دریای مدیترانه ,دریای سیاه و دریاچه ارومیه و توده هوای سرد سیبری و آب و هوای استان نقش مهمی دارند . گرچه این استان از نواحی سردسیر کشور به شمار میرود اما آب و هوای آن را می توان به سه قسمت زیر متمایز کرد :
1: نواحی سردع شامل ارتفاعات بلند مانند کوههای سهند و برقوش.
2: نواحی معتدل , شامل دامنه کوههایی مانند جگه تبریز ,اهر,مراغه و مرند
3: نواحی نسبتا گرم شامل زمینهای پست و کم ارتفاع مانند میانه و دره ارس
باد ها:
1: بادهای شرقی :
به زبان محلی (مه ایلی) (باد مه) خوانده می شود.بادی که از طرف شرق استان در تمام فصول سال میوزد.بادی است سرد و مرطوب که غالبا در فصول گرم موجب ریزش باران می شود ولی در زمستان سبب ریزش برف می گردد.
2: بادهای غربی:
به زبان محلی (آق ایل) (باد سفید) یا گرمیچ خوانده می شود.بر خلاف بادهای شرقی از غرب استان می وزد که در تبخیر و خشکانیدن زمین موثر بوده و به دنبال آن حرکت ابرهای باران زا و بالاخره  ریزش باران شروع میشود این باد رطوبت دریای مدیترانه را با خود به همراه می اورد.
3: بادهای محلی:
در نواحی مختلف استان شرایط طبیعی محل , موجب پیدایش بادهای محلی گردیده که ویژگیهای  متفاوتی دارند که عبارتند از مراغه یلی (باد مراغه),هشتری یلی (باد هشترود) ,باد رونده ملکان ,وعده یلی (باد وعده) در اهر و تبریز,قره یل (باد سیاه)در سراب ,گچی قران یلی(باد بز کش) در کوهستانهای سهند و مراغه و بز قوش.
رطوبت :
میزان بارندگی سالانه استان با راتفاع محل ,جهت کوهها , دوری و نزدیکی به حوضه های دریاچه ارومیه و دریای مازندران و عوامل موثر دیگر در تغییر است. میزان متوسط بارندگی در کل استان حدود 350 میلیمتر در سال است.
حداکثر متوسط بارندگی سالانه در کوهستانهای سهند و حداقل متوسط بارندگی سالانه  در نواحی شمال استان دیده می شود.
درجه  حرارت :
با توجه به تنوع شرایط طبیعی در نواحی مختلف این استان, اختلاف دما در طول سال زیاد است.

 

متوسط حداقل درجه حرارت در نقاط مختلف استان در دی و بهمن 7/7 درجه زیر صفر و متوسط حداکثر درجه حرارت در تیر و مرداد 25 درجه بالای صفر می باشد.
ویژگیهای انسانی :
جمعیت :
جمعیت آذربایجان شرقی در سال 1365 به 4.400.000 نفر بالغ گردیده است.
مطابق سرشماري سال 1370 جمعيت شهرستان تبريز حدود 1372000 نفر بوده است. شهر تبريز نيز بيش از يك ميليون نفر جمعيت داشته است.
تراکم جمعیت :
تراکم آذربایجان شرقی در سال 1365 حدود 5/62 نفر و در سال 1374 , 74.5 نفر برای هر کیلومتر بوده است.
آذربایجان  شرقی با توجه به تراکم جمعیت کل کشور که 35 نفر در هر کیلومتر مربع است از مناطق پر جمعیت کشور به شمار  می آید که حدود 7 درصد از جمعیت ایران را در خود جای داده است.
لهجه و زبان :

 

مردم آذربايجان تا دوره صفوي به زبان آذري كه ريشه در زبان پهلوي دارد سخن مي گفتند ،ليكن مقارن تشكيل سلسله صفوي به علت رسميت زبان تركي در دربار صفوي ،زبان آذري جايش را به زبان تركي داد و زبان كنوني را نه مي توان آذري ناميد و نه تركي ، بلكه تركيبي است از آذري و تركي و فارسي. تركي آذري زبان عمومي مردم اذربايجان است كه تركي آذربايجاني يا تركي نيز ناميده مي شود.
اين زبان درآذربايجان ايران و آنسوي ارس و ساير نقاط ترك زبان ايران –بجز تركمنستان- از قرنها پيش زبان گفتگوي مردم بوده است.تركي اذري شاخه  مركزي تركي ارغوز(غز) يا تركي غربي است.
زبان تركي جز زبانهاي پيوندي يا پسوندي بوده و منشا باستاني دارد.در زبانهاي پيوندي، در موقع صرف ريشه كلمه ثابت مي ماند و تغيير نميكند و با اضافه كردن پسوندهاي مختلف كلمات نو بدست مي آيد.افعال نيز با اضافه كردن پسوندهاي مخصوص صرف مي شوند.
در اين زبانها، قانون هماهنگي صداها حاكم است و بر خلاف زبانهاي هند و اروپايي حرف اضافه يا وند بعد از كلمه مي آيد، مانند آداما به جاي آدم . صفت پيش از اسم مي ايد مانند گوزل سوز يه جاي سخن زيبا. در جمله سازي نيز فعل ، در آخر جمله مي آيد.
زبان تركي با آمدن اقوام ترك به ايران و خاصه به آذربايجان در اين سرزمين رايج شد. اقوام ترك از قرن 4 ميلادي به بعد به اذربايجان آمدند.از قرن 11 ميلادي به امدن تركان سلجوقي كه از تركان اوغوز بودند، در اين سرزمينها اكثريت مردم از تركها بودند. بعدها با حمله مغول و امير تيمور مهاجرت تركها از سر گرفته شد. به طوري كه از قرن 13 و 14 ميلادي زبان عمومي اين منطقه 
تركي شد و لهجه هاي محلي ( مانند تاتي يا آذري قديم ) در اين زبان مستحيل گرديد يا به صورت جزاير كوچك پراكنده اي در برخي نقاط دور افتاده در آمد.
در تشكيل تركي آذري، تركي قبچاق ،اويغور يا تركي شرقي و همچنين كلمات مغولي كمابيش سهمي داشته اند.
تحت تاثير دين اسلام و فرهنگ و ادبيات فارسي ، مقداري كلمات فارسي و عربي نيز به تدريج وارد اين زبان شده و زبان امروزي را به وجود آورده است.
تركي آذري داراي چند لهجه مهاوره اي و يك زبان ادبي است كه در زبانشناسي تركي آذري يا آذربايجاني ناميده مي شودو داراي دو شاخه كتبي و شفاهي است. ادبيات كتبي يا كلاسيك بيش از 700 سال سابقه دارد.ادبيات شفاهي قديمي تر است، ولي بعدا به صورت نوشته در آمده است.
سابقه تاريخي :
از پيشينه تاريخي اذربايجان در قبل از اسلام اطلاع چنداني در دست نيست ، ليكن وجود تپه ها و اثار متعدد از اواسط هزاره دوم ق.م تا پايان دوره ساساني گوياي سابقه تاريخي اين منطقه است.
 قديمي ترين دولتي كه بر ناحيه اذربايجان حكومت  رانده دولت اورارتوها است و مجموعه اطلاعات تاريخي امروز از اين حكومت ، مبتني بر سنگ نوشته ها و حجاريهاي اورارتويي و بقاياي قلاع به جاي مانده در اين خطه است.
تا روزگار اسكندر و جانشينان وي آذربايجان را بخشي از ماد يا ماد كوچك مي ناميدند ليكن در زمان اسكندر مقدوني در سال (331 ق.م ) سرداري به نام اتورپات يا آتروپاتن كه شهربان منطقه ماد كوچك بود در اين 
سرزمين قيام كرد و آنگاه با انعقاد عهدنامه اي از واگذاري آذربايجان به دست يونانيها جلوگيري نمود و اسكندر به شرطي كه آتروپات خود را تابع امپراطوري وي بداند او را در آنجا باقي گذاشت.
پس از مرگ اسكندر كه درگيري در بين جانشينان وي در گرفت آتروپات به حكمراني اين منطقه رسيد و به پاس خدمات وي از جلوگيري اعمال نفوذ بيگانگان در اين منطقه و سپس به اسامي مختلف ،آذرآبادگان ، آذربايگان و آذربايجان معروف شد.
 در نوشته هاي قبل از اسلام و در اشعار فردوسي به نام آذرآبادگان آمده است .در دوره اشكانيان ، آنتونيوس سردار رومي در سال 36 ق.م به جنگ فرهاد چهارم شتافت و شهر فرارب مقر پادشاه آذربايجان را به محاصره در اورد ليكن با مقاومت دليرانه سپاه اتروپات به مقصود خود دست نيافت.
 در روزگار ساسانيان  آذرپاتكان يكي از ايالات مهم ايران و به قول يونانيان ستراپ نشين بوده است مركز آنرا هم شهر شيز نوشته اند كه به علت وجود آتشكده معروف آذرگشسب و آتشكده هاي ديگري به آذربايجان معروف شد.
 اكثر مورخين معروف اسلامي مانند بلاذري ، ابن خردادبه ، ابن فقيه ، ياقوت حموي ، ابولفدا و مستوفي آذربايجان را محل ولادت زرتشت دانسته اند و تولد او را به منطقه اروميه و شهر گنزك نسبت مي دهند.
 به علت وجود آتشكده معروف (گنزك) اين سرزمين را آذرگشسب ناميده اند كه در اثر مرور زمان به آذربايجان يا محل اتشكده ها تبديل شده است.
 
وجه تسمیه نام تبریز:
در روزگار بسيار قديم ، پيش از حمله اعراب به ايران ، در خاك آذربايجان (ماد كوچك) محلي به نام تبريز وجود داشته ، سپس در اثر حوادث روزگار ناپديد گشته و آنگاه قلعه يا قريه بسيار گمنامي از آن به جاي مانده است. كم كم مردم در آن گرد آمده و به آباداني آن پرداخته اند.
مورخان ارمني و شرق شناسان چنين نتيجه گيري كرده اند كه تبريز پيش از اسلام ، در قرنهاي سوم و چهارم ميلادي، شهري بوده بسيار معروف از شهرهاي  كهنسال ماد به نام  تبرئس .
مورخان ارمني مانند وارطان ، آسوليك و فاوست، اسم تبريز را از لغت دا- ئي – ورژ يا داورژ به معني انتقام نوشته اند در روايتهاي نادرستي بناي تبريز را به زبيده خاتون زوجهء هارون الرشيد نسبت مي دهند و مي گويند در اين شهر، به علت هواي لطيف و دل انگيز تب و بيماري  وي رفع شده است.
محقق محترم آقاي يحيي ذكاء در اين زمينه اظهار داشته اند كه نام نخستين اين شهر در زبان مردم ساكن در آن توري بوده است كه از دو بخش نخست (تو) به معني گرم و تب و سپس (ري) به معني جريان رود و چشمه تشكيل شده 
است و به محلي اطلاق مي شده است كه چشمه هاي آب گرم در انجا جريان دارد. بعدها اين واژه به تدريج به تبريز تبديل شده است.
سابقه تاريخي تبريز :
     شرح تبریز از گذشته های دور تا به امروز هرگز درقاموس سطرهاونوشته ها نبوده است.
     پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستور بوده است وامروزش نیزحکایتگرغرایب است.تاریخ تبریز در پیش از ظهوراسلام اسیر ظن ها وگمان ها و گاهی اغراض هاست وبعد از ظهور اسلام سیمای پر شکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازدودرگستره وسیع حکومت اسلامی به ((قبط الاسلام )) مشهور می شود .سپس در شاهراه ابریشم شرق را به غرب پیوند می دهد ورونق اقتصادش به بنیان بازارها و کاروانسراهائی می انجامد که عظیم ترین مکان مسکف پهنه گیتی می گردد و ازاین رو-رشک انگیز- دارای شکوهمندترین ابنیه عصار ومترقی ترین دانشگاههای ان زمانها –ربع رشیدی-می شود.
در برخي از اسناد تاريخي نيز به وجود چشمه هاي آب گرم معدني در اطراف اين شهر اشاره شده است، از جمله زكريا بن محمد بن محمود قزويني در اثر خود چنين گفته است : در كمر و دامنه هاي سبلان آبهاي معدني هست و بيماران را شفا ميدهد.
  
 از قديمي ترين اسنادي كه در آنها به نام تبريز اشاره شده است كتيبه هاي شاروخين دوم (سارگن) پادشاه آشور (705-722 ق.م) است.شاروخين دوم پس از كسب قدرت ، براي از ميان برداشتن دشمنان و رقيبان خود اقدام به 
لشگركشي و جنگ نمود. او از نينوا پايتخت آشور حركت كرده ، از طريق سليمانيه كردستان عراق و در پي تصرف امير نشينهاي جنوب درياچه شاهي و عبور از (پارسوا) به سمت شرق رفت و با گذشتن از دامنه هاي جنوبي سهند خود را به اوشكايا (اسكوي كنوني) رساند.
او به دنبال اقداماتي نظامي در مسير خود ، در محل شهر فعلي تبريز كه آنرا دژ مضاعف (تارويي-تارميكس) ناميده است. روساي اورارتويي را شكست داد و دياكو فرمانرواي ماد را با خانواده اش اسير كرد.
در مورد تاريخ شهر از زمان مادها تا دوره  ساسانيان اطلاعات روشني وجود ندارد و تنها در منابع متعلق به دوره ساساني به اين شهر اشاره شده است. حمد الله مستوفي بنيان شهر تبريز را به سال (175 ق.م) ام جعفر زبيده خاتون دختر جعفر پسر منصور عباسي و همسر هارون الرشيد نسبت داده شده است
در روزگار بسيار قديم ، پيش از حمله اعراب به ايران ، در خاك آذربايجان (ماد كوچك) محلي به نام تبريز وجود داشته ، سپس در اثر حوادث روزگار ناپديد گشته و آنگاه قلعه يا قريه بسيار گمنامي از آن به جاي مانده است. كم كم مردم در آن گرد آمده و به آباداني آن پرداخته اند.
مورخان ارمني و شرق شناسان چنين نتيجه گيري كرده اند كه تبريز پيش از اسلام ، در قرنهاي سوم و چهارم ميلادي، شهري بوده بسيار معروف از شهرهاي  كهنسال ماد به نام  تبرئس .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 5:54 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

پروژه آقایان مغفرت خواه‘

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 5:45 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

مرمت و آسیب شناسی

مرمت طیف وسیعی از اقدامات را شامل میشود یا به اصطلاح روند انتقادی و سپس اقدام خلاقانه  و مداخله های فنی و عملی ایکه به منظور تداوم زمانی یک اثر هنری صورت می گیرد.

علل تخریب ساختمان:

علل ذاتی :که در ارتباط با شرایط جوی و آب و هوایی است یعنی از دست رفتن قابلیت مصالح به مرور زمان    علل عارضی: تاثیرات فیزیکی (باد و باران),تاثیرات شیمیایی(نور خورشید),تاثیرات الکترو شیمیایی(رعد و برق,ادرار حیوانات)علل وابسته به رشد گیاها

 به دلیل رشد گیاهان روی کف طبقات

دو آسیب عمده در این ساختمان:

رطوبت و ترک

که البته در این ساختمان که تخریب آسیب شدیدی دیده است هر دو علت فوق به کل ساختمان  از جمله قسمتهای داخلی آن نیز وارد شده.

خیز کف:

در اثر ضعیف شدن تیرهای سقف ایجاد شده.

 برای جلوگیری از آن باید از ستون و تقویت تیر استفاده شود.

 زیر آن برای مهار از ریزش کامل از تیرهای چوبی استفاده شده است.

                                                     

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 4:59 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

باغ امیر-تبریز

مقدمه :

قبل از انقلاب این مناطق کلا" باغ و مزارع بود بعد از انقلاب  تعدادی دبستان و دبیرستان دولتی و منازل مسکونی در این  منطقه  ساخته شد .

وجهه تسمیه (نامگذاری) این منطقه به باغ وزیر  حدود باغ امیر کبیر نخست وزیر ایران  می باشد در زمانی که در  تبریز سکونت داشته در این مکان زندگی می کرده . در این باغ  خانه ای به صورت (خانه باغ ) ساخته شده و حال به صورت مخروبه است.

مساحت این باغ حدود 500×300 متر می باشد یعنی 20000 متر مربع مساحت باغ می باشد و مساحت ساختمان 100 متر مربع است . این ساختمان به صورت دو طبقه می باشد. در زمانهای قدیم یعنی قبل از انقلاب در این باغ چای و شیر سرو می شده و یک قنات از وسط این باغ عبور می کرده .

منطقه 3 ابوریحان داخل خیابان صائب دو بنایی خشتی با دیوارهای قطور ساخته شده بود .

مـوقعيـت بنـا :

  تبريز, خيابان آزادي ، پشت ساختمان جهاد سازندگي. در ضلع شمالی خیام و ضلع شرقی قطران واقع است. 

شـرح مختصـري از بنـا و مشخصـات فنـي  بنـا :

اين بنا به گفته اهالي محل براي اقامت اميركبير صدر اعظم ناصرالدين شاه ساخته شده بود ولي با عزيمت وي به تهران اين بنا در اختيار اقوام وي قرار گرفت ولي چون  كارهاي پژوهشي بر روي اين مجموعه انجام نگرفته است بنابراين قطعا نمي شود گفت كه اين باغ متعلق به كدام يكي از اميرهاي شهر شهر تبريز ( امير كبير ، اميرنظام گروسي ، امير نظام زنگنه ) مي باشد .در سال 83 عمليات پژوهشي شروع خواهد شد .

كوشك داخل باغ عمارتي است در دو طبقه همكف و اول ، با پلاني كاملا قرينه و شامل يك طنبي در وسط و چهار اتاق در طرفين آن و با يك راهرو در ضلع شمالي ساختمان مي باشد . دسترسي به طبقه اول از دو راه پله در طرفين طنبي مي باشد و طبقه اول داراي يك راهرو با چهار اتاق است .

طبقه اول همچنين داراي شومينه هاي زيبايي است كه در بعضي قسمتهاي آن اثراتي از نقاشي روي شومينه ها باقي مانده است . بنا خشتي با نماي آجري و داراي قاب بندي هاي متنوع آجري مي باشد .

نـوع مـالكيـت بنـا :

مالكيت بنا در اختيار شهرداري منطقه سه مي باشد.

قـدمت بنـا :

اين بنا طبق شواهد معماري متعلق به دوره قاجاريه مي باشد .

نـوع بهـره بـرداري و خصـوصيـات بـارز بنـا :

قرار است از اين باغ به عنوان پارك بهره برداري شود . اين باغ به همراه باغ فتح آباد و باغ كلانتري تنها نمونه باغ به صورت يك كوشك در وسط مي باشد كه در شهر تبريز از زمان قاجار باقي مانده است ولي هم اكنون به دليل تفكيك باغ كوشك در گوشه اي از باغ قرار گرفته است .

تـزئينـات بكـار رفتـه :

نقاشي هاي روي شومينه ها ، قاب بندي هاي طاقچه ها ، قاب بندي هاي آجري نماهاي چهار طرف كوشك .

اقـدامـات انجـام شـده :

ساليان درازي است كه متروكه مانده است و آسيب هاي زيادي به بنا وارد شده است .

تـوضيحـات ضـروري و اختصـاصي بنـا :

پوشش طبقات چوبي است و طبقه همكف يك متر بالاتر از سطح زمين قرار گرفته است . همچنين خط و خطوطي از كرت بندي هاي باغ باقيمانده است .

اقـدامـات انجـام گـرفته در گـذشته بـر روي بنـا :

بنا به دليل متروكه رها شدن در حال تخريب كامل مي باشد . بخشي از باغ تفكيك و فروخته شده است و هم اكنون شهرداري در صدد مرمت كوشك و طراحي سايت به عنوان پارك شهري مي باشد .

- در مصاحبه با چند نفر از ساکنین آن منطقه : رحیم گلداران – کریم گلداران

نامهای قبلی این باغ : باغ وزیر – چشمه وزیر – وزیر چشمه سی – وزیر آباد و وزیر سو نامیده می شد که اکنون به نام باغ امیر کبیر خوانده می شود .

در زمانهای قدیم اینجا یک ده بود . که 30 خانه داشت .

داخل باغ یک حوض بزرگ به ابعاد 40×40 بوده که هر چند جهت آب به داخل حوض می ریخت که بسیار زیبا بود .

یکی از راههای دسترسی به باغ توسط یک کوچه تنگ به عرض 2 متری و به سمت خطیب بود .

جلوی مسجد خان امیر (جلودار خانه که در آنجا اسب نگه می داشتند و فقط از آنجا راه داشت به یک خانه به نام خانه وزیر)

حیاط که گاوداری بود و به اصطلاح (خان اوی)نامیده می شود و بعد از خان اوی به ( وزیر حیاطی ) می رسید .

باغ یا بیوک باغ که حدود 2 هکتار بود محصولات بسیار زیادی داشت که یکی از مهمترین محصولاتش بادام بود که بادامهای باغ را به اربابها که در 17 شهریور ساکن بودند می دادند . دور باغ دیوار بود که مهره دیوار می گفتند . داخل باغ امارتی بود  بسیار بزرگ و زیبا با پنجره های شاه عباسی و به رنگ بنفش و

قرمزو زرد رنگ بود. داخل خانه همه به هم دیوار و در داشت .

ساختمان به شکل دو بلکس ( تریبلکس ) بود که اطراف اتاقها بودند و پذیرایی در مرکز قرار داشت و با پله های دایره شکل به طرف شومینه می رفت . ( جنس پله ها از فلز بود )

دو انبار آب سرد و گرم داشت به نام ( خزنه ) یا ( خزانه )

سه باغبان آخری:

1-اصغر باغبان یا قوتی

2- حاج باقر باغبان الفت

3-زینال باغبان الفت

 چون چهار طرف پنجره داشت و خالی بود و صدا انعکاس پیدا می کرد مردم می گفتند در آنجا جن است و برای همین به مرور کسی به داخل آن نرفت .

جنس پله ها از آجر بود و به صورت دایره .

ایوان نداشت و پله ها به سمت در باز می شد .

دور در و پنجره طاق نما داشت که جنس آن از آجر بود . داش قاپی نزدیک این دیوار بود. 

مصاحبه با جناب آقای خاماچی:

تبریزدر طول دوران 15 ساله قاجار همواره ولیعهد نشین ملت ایران بوده و حکومت مرکزی در تهران برای تقویت سلطنت همواره بهترین شخصیتهای سیاسی و نظامی را در رکاب ولیعهد به تبریز می فرستاده,بعد از آقا محمد خان , فتح علی شاه ,محمد شاه,ناصرالدین شاه,مظفرالدین شاه,محمد علی شاه و احمد شاه وحتی آخرین ولیعهد قاجار محمد حسن میرزا,همگی در تبریز تربیت یافته و با کهارت سیاسی مربی و پیشکار, ولیعهدها در تهران به سلطنت می رسیدند.

از جمله پیشکار همه کاره و به اصطلاح مربی عباس میرزا شخص میرزا رضای فراهانی یا میرزای بزرگ بوده و بعد پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی وزیر محمد شاه گردید.

در زمان ناصرالدین میرزا که در تبریز ولیعهد بود و در روستای کهنمئن به دنیا آمده بود زیر نظر میرزا تقی خان فراهانی معروف به امیر میرزاوملقب به امیر کبیر پرورش یافت و بر اثر سیاست خاص امیر کبیر به مقام سلطنت رسید.

در تبریز آن زمان یعنی 200 یا 150 سال قبل برای سکونت ولیعهد و وزیران آنها دو سیاست اعمال میشد:

یکی نشیمنگاه شهری,مثل باغشمال یا کاخ ولیعهد در محله ششگلان(وزیران ولیعهد یا پیشکاران ولیعهد برای استراحت  و احساس راحتی در حاشیه شهر یا حوضه شهر باغهایی احداث کرده و در آنجا از مهمانان خود پذیرایی میکردند) از جمله باغ امیر در منطقه کوی فیروز تبریز,باغ امیر نظام و باغ قائم مقام وزنگوله باغ .

اینها ساخته و پرداخته امیر کبیر است که این باغ امیر کبیر یا امیر نظام که وزیر آباد هم می گفتند در قسمت غرب تبریز از سه یا چهار نظر ایده آل بود:

 یکی اینکه آب ان از کوهها می آمد و دوم خاک حاصلخیز آن منطقه بود و سوم محیط امن و آرام و بسیار دل آنگیز غرب تبریز که باغات بسیاری داشت,مثل خطیب,لاله و امیر کبیر که الان در محله وزیر آباد (کوی فیروز)واقع است.

بعدها در محل باغ کارخانه ریسندگی به نام فیروز احداث شد.(که در آن زمان به جای آیفون و اطلاع رسانی زنگوله ای گذاشته بودند که وقتی صدا میکرد  میدانستند که مهمان آمده.)

باغ امیر کبیر و زنگوله باغ مابین محله گزران,احرار و لاله که متاسفانه در زمان اصلاحات ارضی به سفارش آمریکا تقسیم شد که با تقسیمات اراضی چه در شهرها و چه در روستاها همه باغها تفکیک و تخریب شده و از بین رفتند و یکی از آنها هم باقی نمانده است اگر هم باقی مانده به صورت بازسازی شده است از دوران قاجار.

خیابان صائب و خیام جزو تاسیسات آلمانی ها بوده بعد از شکست جنگ جهانی اول آن منطقه به شهربانی و نیروی انتظامی داده شد و همان منطقه به گذر نامه اماکن و زندان و مدتی کلانتری 5 تبدیل شد.

سربازان هندی که متعلق به انگلیسیها بودند در آن منطقه ساکن شدند.ساختمان شهری امیر نظام گروسی موزه شد و در سال 1332 افتتاح شد.

مهمانان خارجی یا در باغشمال یا ذر باغهای دیگر به استراحت می پرداختند که در هر یک حدود 32 نوع انگور وجود داشت در زمان عباس میرزا که تبریز در اوج قدرت بود مستشاران نظامی همه در باغشمال استراحت می کرده و تعلیم میدیدند و برخی مسائل سیاسی در آنجا حل و فصل میشد.

باغ بابا مرکز نظامیان بودهو جزو باغهای درباربود و در آنجا به شکار میپرداختند.ناصرالدین میرزا در این باغ به استراحت می پرداخت و شکار میکرد. تا زمانیکه ناصرالدین شاه در تبریز بود نام این باغ بابا بود بعد از او در زمان ستار خان او گفت که من در این باغ به استراحت و کشاورزی بپردازم اما این اجازه را به او ندادند و آن را به وزارت بهداری و مرکز جذامیان بابا باغ داده شد.

شاه عباس در نوشته های خود میگوید چشمه هایی که در این باغها جاری میشد قادر بود کودکی را با خود ببرد.

چون مصالح ساختمانی زیاد نبود اکثر ساختمانها و از جمله ساختمان امیر کبیر,خانه مشروطه,خانه بهنام,دانشکده هنرهای تجسمی همگی 2طبقه بودند و از یک زیر زمین و طبقه دیگر همراه با حوض خانه,پنجره های دو جداره,شیشه های رنگی و گچ بری تشکیل میشدند.در این ساختمانها از مصالحی که در دسترس بود استفاده میشد از مخلوط کاه و خاک یا شن و ماسه یا گل رس.

گل رس 2 خاصیت دارد:

1-شکل پذیر است                2-ارزان قیمت است

بعد از اینکه خاک رس با آب مخلوط میشد مقداری کاه به آن می افزودند تا ترک نخورد. کاه گل نوعی عایق محسوب میشد نه گرمای تابستان را وارد خانه میکرد و نه سرمای زمستان را.کل دامنه های سهند و جنوب تبریز کوه هایی آتش فشانی مملو از خاک رس دارند.

مصاحبه با جناب آقای قندگر (ریس موزه تبریز):

باغ امیر در زمان ناصرالدین شاه که در آن زمان ولیعهد بود مابین خیابان قطران و خیابان آزادی احداث شد که قبل از انقلاب این منطقه باغستانی بزرگ بوده است.خوشبختانه محوطه باغ دست نخورده بوده و سازمان صنایع دستی و گردشگری تصمیم به احداث و بازسازی آن گرفته اند.

نوع مصالح به کار رفته در باغ بسیار ساده و از خشت خام است و روی هم رفته تناسب معماری پیچیده ای ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 4:54 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

نامه امیر کبیر

قربانت بشوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره ی همایونی به شکستن لبه نان
مشغولیم خبر رسید که شاهزاده موثق الوله حاکم قم را که به جرم
رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه ی خود ابقا فرموده
وسخن هزل بر زبان رانده اید فرستادم او را تحت الحفظ
به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت
با توصیه عمه و خاله نمی شود.
زیاده جسارت است تقی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 4:53 قبل از ظهر  توسط لیلا باقری  | 

مطالب قدیمی‌تر